آیلین آیلین ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 26 روز سن داره

منتظرم

آخرای ساله

1390/12/25 11:23
نویسنده : مامان منتظر
1,815 بازدید
اشتراک گذاری

سلام. ببخشید شرمنده که این قدر بی وفا شدم. این چند روز مامانی خیلی کار داره ولی اصلا به کارهای شخصیم نرسیدم نه خونه تکونی نه خرید و ....هیچی فقط کار من شده بیام شرکت برم خونه.از خونمون بدم میاد خیلی کثیف نیست تابستون تمیزش کردم ولی می بینم همه خونه تکونی کردن از خونمون بدم میاد بابایی قول داده جمعه شروع می کنیم همه کارامو میکنه.از مشهد بگم که روز اول به زیارت گذشت وقتی وارد حرم می شدم دیگه دلم نمی خواست برگردم.روز اول انرژی زیادی داشتم بودن پوریا(جگر خاله)برام خیلی شیرین بود.ما سه تا سوئیت جدا گرفتیم که همه راحت باشن ولی صبحانه با هم بودیم البته مثل همیشه خونه آقاجون اینا.ناهار و شام هم بیرون.مامانی روز دوم یکم دل درد داشت که شبش حسابی کوفت مامان شدو این دل درد تا آخر سفر با مامان بود.الان که می نوسم میگم ای کاش همش می موندم تو حرم.وقتی نماز تو فضای حیاط امام رضا می خوندیم یه حال عجیبی داشت شبا که دیگه نگو روز جمعه هم که روز آخر بود دعای ندبه خیلی با صفا بود(البته مامانی آخراش نشسته چرت می زد)ان شا الله قسمت همه بشه بابایی همش می گفت دفعه بعد با دوقلوها میایم حسابی هم برای شما دعا کرد که سالم باشید.مامانی خیلی دلش می خواست از غذای امام رضا بخوره آخه اونجا یه آشپزخونه داره که کارتهاشو بین هتل ها پخش می کنن و به کسایی که کمک می کنن از اون کارتها بهشون میدن مامانی یه بار بچه بود خورده بود وای که چه خوشمزه بود.وقتی تو حرم بوی غذاش میومد مامانی دیگه دست و پاش تکون می خورد ولی قسمتم نشد.در کل همه چی عالی بود .این چند روز هم درگیر کارهای شرکت هستم. امروز هم دوباره می خوام برم سونو و ببینم نی نی هام در چه حالن.در ضمن امروز جمعه آخر سال هست  اکثر دایی هم و فامیل میان سر خاک مامانم مامان عزیزم به خاطر نبودنت بوی عید تو خونه ما خیلی وقته نمی پیچه.با خودت بوی زندگی رو بردی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نسترن
25 اسفند 90 23:29
بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد. سال نو مبارک
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به منتظرم می باشد